معنی انجذاب
7 بازدید
[ اِ جِ ] (ع مص) کشیده شدن. (از منتهی الارب) (ناظم الاطباء) (آنندراج) (تاج المصادر بیهقی) (مصادر زوزنی) (از اقرب الموارد) (غیاث اللغات): والشوق حامل الذوات الدراکة الی نورالانوار فالاتم شوقاً اتم انجذاباً و ارتفاعاً الی النور الاعلی. (حکمة الاشراق ص ۲۲۴). || برگردیدن. || تیز رفتن. (از منتهی الارب) (ناظم الاطباء) (آنندراج). نیک رفتن. (مصادر زوزنی). بشتاب رفتن. (از اقرب الموارد). || (اِ مص) جذب و کشش و دلفریبی و میل و اشتیاق. (ناظم الاطباء). ربودگی. کشش پذیری. (فرهنگ فارسی معین): باشد که مادهٔ آماس را مددی بدو پیوندد و این پیوستن عدد را انجذاب گویند. (ذخیرهٔ خوارزمشاهی).
کلمات همقافیه با «انجذاب»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «اب» برای سرودن شعر