معنی انجام یافتن
6 بازدید
[ اَ تَ ] (مص مرکب) به انتها رسیدن و تمام شدن. (ناظم الاطباء). انجام شدن. (فرهنگ فارسی معین). خاتمه یافتن. خاتمه پذیرفتن. || کامل شدن. (یادداشت مؤلف). کمال و کمول. (از منتهی الارب).
کلمات همقافیه با «انجام یافتن»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «تن» برای سرودن شعر