معنی انجار
6 بازدید
[ اِ ] (ع اِ) بام خانه. همچو اِجّار. (منتهی الارب). بام خانه. (ناظم الاطباء) (آنندراج). سطح (بام) و آن لغتی است در اجار. (از اقرب الموارد). ج، اناجیر. (ناظم الاطباء).[ اَ ] (اِخ) نام ملکی است معروف و سکونت گاه خسرو و شیرین بود. (از آنندراج). نام ولایتی است که خسرو پرویز با شیرین در شهر آن در زمستان و در ییلاق آن در تابستان می نشست و عشرت میکرد. (از شعوری ج ۱ ورق ۱۰۷ الف).[ اَ ] (اِخ) دهی است از بخش هوراند شهرستان اهر با ۴۷۷ تن سکنه و آب آن از چشمه و محصول آن غلات، سردرختی و توت است. (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج ۴).
کلمات همقافیه با «انجار»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «ار» برای سرودن شعر