معنی انثیال
7 بازدید
[ اِ ] (ع مص) فروگرفتن مردم از هر جانب. (منتهی الارب) (از ناظم الاطباء) (آنندراج). ریخته شدن از هر طرف بر کسی. (از اقرب الموارد). فراهاریده شدن مردم از هر جای. (تاج المصادر بیهقی نسخهٔ خطی کتابخانه لغت نامه ورق ۲۳۲ب). || ریخته شدن خاک برکسی. (از منتهی الارب) (آنندراج). ریخته شدن خاک. (تاج المصادر بیهقی) (از اقرب الموارد). ریخته شدن. (مصادر زوزنی). یقال: انثال علیه التراب. || هجوم کردن اقوال بر کسی و بسیار گردیدن تا اینکه خدوک شود وی را. (از منتهی الارب).
کلمات همقافیه با «انثیال»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «ال» برای سرودن شعر