معنی انتهاج
6 بازدید
[ اِ تِ ] (ع مص) راه رفتن و گویند طلب کردن راه. (از اقرب الموارد). بجای آوردن راه. (تاج المصادر بیهقی). || روشن و آشکار گردانیدن راه را. (از اقرب الموارد).
کلمات همقافیه با «انتهاج»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «اج» برای سرودن شعر