معنی انتما
9 بازدید
[ اَ تُ ] (ع ضمیر) تثنیهٔ ضمیر مخاطب یعنی شما دوتا. (ناظم الاطباء). شما دو مذکر و دو مؤنث. (ترجمان جرجانی مهذب عادل بن علی). شما دو تن. شما.[ اِ تِ ] (ع اِمص) وابستگی. (فرهنگ فارسی معین). انتساب : تأیید را برایت و رای تو انتما و اقبال را بنامه و نام تو انتساب. رشید وطواط. پسری ماند در اسنکدریه که کس برو دست نیافت و او را نشناخت و اکنون انتما و انتساب سرور ملاحده بدوست. (جهانگشای جوینی). هرکس که اعتزا نه بولای او داشت و انتما نه بحبل هوای او مترقب جواذب حوادث زمانه بود. (جهانگشای جوینی). - سعادت انتما؛ منسوب به سعادت. مسعود: بر ضمیر صواب نمای صاحبقران سعادت انتما خطور نمود. (حبیب السیر). - ظفر انتما؛ منسوب به ظفر. مظفر: سعید [ ابن عثمان بن عفان ] بعد از فیصل مهم بخارا لوای ظفر انتما بصوب سمرقند برافراخت. (حبیب السیر ج ۱ ص ۲۳۹).
کلمات همقافیه با «انتما»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «ما» برای سرودن شعر