معنی انتقام
7 بازدید
[ اِ تِ ] (ع مص) کینه کشیدن. (منتهی الارب) (ناظم الاطباء) (تاج المصادر بیهقی) (ترجمان جرجانی مهذب عادل بن علی). کینه کشیدن از کسی. (غیاث اللغات) (آنندراج). کین کشیدن. (مصادر زوزنی). کینه خواستن. کین توختن. (فرهنگ فارسی معین). || عِقاب کردن، یقال انتقم اللََّه منه؛ ای عاقَبه. (منتهی الارب) (ناظم الاطباء). عِقاب کردن. (از اقرب الموارد). یعنی قصاص گرفتن و آن حق خدای تعالی است و انسان را در آن بهره و نصیبی نیست و اگر کسی از بنی نوع بشر آنرا حق خود بداند و در آن دخل و تصرف کند و مرتکب شود نسبت بخدای تعالی بسیار جسور بوده، افترا بر او بسته است و چون جان و روح شریعت موسوی بر ضد انتقام بوده بدان واسطه شهرهای بست برای ولی مقتول قرار داده شد. و انجیل کلیةً از انتقام منع کرده و به آمرزش امر نموده است. (از قاموس کتاب مقدس):
کلمات همقافیه با «انتقام»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «ام» برای سرودن شعر