معنی انتقال افتادن
6 بازدید
[ اِ تِ اُ دَ ] (مص مرکب) انتقال حاصل گشتن. منتقل شدن. جابجا شدن: ایزد... تقدیر چنان کرده است که ملک را انتقال افتد از این امت بدان امت. (تاریخ بیهقی).
کلمات همقافیه با «انتقال افتادن»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «دن» برای سرودن شعر