معنی انتقاص
4 بازدید
[ اِ تِ ] (ع مص) کم کردن. (منتهی الارب) (ناظم الاطباء) (آنندراج) (تاج المصادر بیهقی) (مصادر زوزنی) (از اقرب الموارد). || کم شدن. (منتهی الارب) (ناظم الاطباء) (آنندراج) (مصادر زوزنی) (از اقرب الموارد). || گویند نقصه فانتقص. (از اقرب الموارد). بشکاف انگشتان آب چکانیدن بر نره. انتفاص. || عیب کردن مردم را. (منتهی الارب) (از ناظم الاطباء) (آنندراج). عیب کردن کسی را. || حق کسی را کم کردن. (از اقرب الموارد). || (اِمص) کمی و نقصان. (ناظم الاطباء).
کلمات همقافیه با «انتقاص»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «اص» برای سرودن شعر