معنی انتفاش
6 بازدید
[ اِ تِ ] (ع مص) موی برافراشتن گربه. (منتهی الارب) (ناظم الاطباء) (آنندراج) (از اقرب الموارد). براق شدن گربه. || وا تیغ خاستن موی. (منتهی الارب) (مجمل اللغه). وا تیغ شدن موی. (ناظم الاطباء). موی کسی واتیغ خاستن. (مصادر زوزنی). موی وا تیغ خاستن. (تاج المصادر بیهقی). موی بر اندام راست شدن. || بال جنبانیدن مرغ. (منتهی الارب) (آنندراج). بال جنبانیدن مرغ از ترس یا غضب. (یادداشت مؤلف). || دور شدن اجزاء جسمی از یکدیگر است چنانکه هوا در میان آن اجزا داخل گردد مانند پنبهٔ حلاجی شده، و ضد این لفظ اندماج است. (از کشاف اصطلاحات الفنون).
کلمات همقافیه با «انتفاش»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «اش» برای سرودن شعر