معنی انتظار نمودن
6 بازدید
[ اِ تِ نُ/نِ/نَ دَ ] (مص مرکب) انتظار کردن. درنگ کردن: مکث؛ درنگ کردن و انتظار نمودن. (منتهی الارب).
کلمات همقافیه با «انتظار نمودن»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «دن» برای سرودن شعر