معنی انتظار رفتن
7 بازدید
[ اِ تِ رَ تَ ] (مص مرکب) انتظار بردن. منتظر بودن : شب همه شب انتظار صبح رویی میرود کآن صباحت نیست این صبح جهان افروز را. سعدی.
کلمات همقافیه با «انتظار رفتن»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «تن» برای سرودن شعر