معنی انتظار دادن
7 بازدید
[ اِ تِ دَ ] (مص مرکب) منتظر ساختن. چشم براه کردن : انتظارم مده که آتش و آب نکند آنچه انتظار کند.عمادی شهریاری. گرچه انتظارم داد یکچندی ولیک... ابن یمین.
کلمات همقافیه با «انتظار دادن»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «دن» برای سرودن شعر