معنی انتضاء
4 بازدید
[ اِ تِ ] (ع مص) برکشیدن شمشیر. (منتهی الارب) (ناظم الاطباء). شمشیر از نیام برکشیدن. (از اقرب الموارد) (تاج المصادر بیهقی) (مصادر زوزنی). || لاغر گردانیدن شتر. (منتهی الارب) (ناظم الاطباء). || کهنه کردن جامه. (منتهی الارب) (ناظم الاطباء) (تاج المصادر بیهقی). کهنه گردانیدن جامه را. (از منتهی الارب) (از ناظم الاطباء). اِخلاق. ابلاء. (از اقرب الموارد). خلقان کردن .
کلمات همقافیه با «انتضاء»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «اء» برای سرودن شعر