معنی انتشاش
7 بازدید
[ اِ تِ ] (ع مص) دراز گردیدن: انتشّت الشجرة انتشاشاً، و قول ابن عباد تصحیف، صوابه: أنتشت کأکرمت. (از منتهی الارب).
کلمات همقافیه با «انتشاش»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «اش» برای سرودن شعر