معنی انتشار یافتن
4 بازدید
[ اِ تِ تَ ] (مص مرکب) پراکنده شدن : وای از آن علمی که از بی عقل گردد منتشر وای از آن زهدی که از بی علم یابد انتشار. سنایی. نگذاشت پا ز جادهٔ مسطر برون قلم تا حکم او براست روی انتشار یافت. شفیع اثر (از آنندراج).
کلمات همقافیه با «انتشار یافتن»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «تن» برای سرودن شعر