معنی انتخال
4 بازدید
[ اِ تِ ] (ع مص) بیختن و بهتر گزیدن. (منتهی الارب) (ناظم الاطباء) (آنندراج). صافی کردن و برگزیدن و بهتر را برداشتن: انتخل الشی ء؛ صفاه و اختاره و اخذ افضله. (از اقرب الموارد). برگزیدن. (مصادر زوزنی). || استقصا کردن. (منتهی الارب) (ناظم الاطباء) (آنندراج).
کلمات همقافیه با «انتخال»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «ال» برای سرودن شعر