معنی انتخابزده
6 بازدید
[ اِ تِ زَ دَ / دِ ] (ن مف مرکب) برگزیده. (آنندراج). مختار. (ناظم الاطباء): بیاض گردن او را ز نقطه ریزی خال توان شناخت که گشته ست انتخاب زده. صائب (از آنندراج). || گزیدگی. (ناظم الاطباء). ؟!
کلمات همقافیه با «انتخابزده»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «ده» برای سرودن شعر