معنی انتحال کردن
5 بازدید
[ اِ تِ کَ دَ ] (مص مرکب) شعر یا سخن دیگری را گرفتن: مرا هم سزد که این ابیات را از حسن اسدی در مرثیهٔ معن زائده انتحال کنم. (ترجمهٔ تاریخ یمینی ص ۴۴۶).
کلمات همقافیه با «انتحال کردن»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «دن» برای سرودن شعر