معنی انتجال
3 بازدید
[ اِ تِ ] (ع مص) آشکار گردیدن. (منتهی الارب) (ناظم الاطباء) (آنندراج). آشکار شدن. (از اقرب الموارد). || گذشتن. (منتهی الارب) (ناظم الاطباء) (آنندراج) (از اقرب الموارد). || روشن کردن آب زهیدهٔ بن دیوار را. (منتهی الارب) (ناظم الاطباء) (آنندراج). صافی کردن آب نجل (زه) بن دیوار را. || اختیار کردن نَجَل را. (از اقرب الموارد). و رجوع به نجل شود.
کلمات همقافیه با «انتجال»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «ال» برای سرودن شعر