معنی انتثار
4 بازدید
[ اِ تِ ] (ع مص) پراکنده شدن. (ترجمان جرجانی مهذب عادل بن علی) (ناظم الاطباء) (از المنجد) (آنندراج). || بینی افشاندن بعد از آب درکردن در آن. (از ناظم الاطباء) (از آنندراج). استنشاق آب، پس بیرون آوردن آن با نفس بینی. (از اقرب الموارد). بینی افشاندن و پس آب در بینی کردن. (یادداشت مؤلف). || آب در بینی کردن. (از اقرب الموارد) (ناظم الاطباء) (آنندراج). || افشانده شدن. (ترجمان جرجانی مهذب عادل بن علی). || (اِمص) پراکندگی : چون قواعد دین مختل و مراسم سیاست مبهم و مهمل ماند... قواعد عفاف و استعفاف اختلال و انتثار پذیرد. (سندبادنامه ۵). مملکت اختلال و انتثار پذیرد و حاسدان و قاصدان از اطراف ممالک سر برآرند. (سندبادنامه ص ۲۲۵). و تمامت رجال و نساء و بنین و بنات ثیاب مروارید ریز که... میخواستند که پیش از هنگام انتثار از غیرت منتثر گردند. (تاریخ جهانگشای جوینی).
کلمات همقافیه با «انتثار»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «ار» برای سرودن شعر