معنی انبوهیدن
7 بازدید
[ اَمْ دَ ] (مص) انبوییدن. (فرهنگ فارسی معین). استیاف. (تاج المصادر بیهقی). بوییدن. و رجوع به انبوییدن شود.
کلمات همقافیه با «انبوهیدن»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «دن» برای سرودن شعر