معنی انبلاق
5 بازدید
[ اِمْ بِ ] (ع مص) تمام گشاده شدن در: انبلق الباب؛ تمام گشاده شد در. (از منتهی الارب) (از ناظم الاطباء) (از آنندراج). چهارطاق شدن در. (یادداشت مؤلف). گشاده شدن در. (تاج المصادر بیهقی).
کلمات همقافیه با «انبلاق»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «اق» برای سرودن شعر