معنی انبل
6 بازدید
[ اَمْ بَ ] (ع ن تف) تیراندازتر. (منتهی الارب) (ناظم الاطباء) (آنندراج). || باادراک تر. (ناظم الاطباء). نبیل تر. (یادداشت مؤلف). || اکبر. || اصغر. (از ذیل اقرب الموارد). || (اِخ) ناحیه ایست به بطلیوس در اندلس. (از منتهی الارب) (از مراصدالاطلاع) (از معجم البلدان).
کلمات همقافیه با «انبل»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «بل» برای سرودن شعر