معنی انباه
4 بازدید
[ اِمْ ] (ع مص) بیدار کردن. (منتهی الارب) (تاج المصادر بیهقی) (ناظم الاطباء) (از اقرب الموارد). || فراموش کردن. (تاج المصادر بیهقی). فراموش کردن حاجت کسی را. (منتهی الارب) (ناظم الاطباء) (از اقرب الموارد).
کلمات همقافیه با «انباه»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «اه» برای سرودن شعر