معنی انبان شناور
6 بازدید
[ اَمْ نِ شِ وَ ] (ترکیب وصفی، اِ مرکب) خیک پرباد یا سبویی که شناور بمدد آن در دریای عریض شنا تواند نمود. (آنندراج): درین دریا که مواجش نبیند روی ساحل را چو انبان شناور از هوا پر کرده ام دل را. وحید (از آنندراج).
کلمات همقافیه با «انبان شناور»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «ور» برای سرودن شعر