معنی انبان باد
7 بازدید
[ اَمْ نِ ] (ترکیب اضافی، اِ مرکب) پوستی که آنرا پرباد کرده آهنگران آتش افروزند. (غیاث اللغات) (از آنندراج). || انبانی که پر از باد باشد و خالی بود. (ناظم الاطباء). انبان تهی که بباد پر شده. (مؤید الفضلاء): چه وزن آورد جای انبان باد که میزان عدلست و دیوان داد مرائی که چندین ورع مینمود چو دیدند هیچش در انبان نبود. سعدی (بوستان). || مردم فربه و بیکاره و هیچکاره را گویند. (آنندراج). فربه. (مجموعهٔ مترادفات ص ۲۶۸). || شکم آدمی و معده. (ناظم الاطباء). شکم. (مؤید الفضلاء).
کلمات همقافیه با «انبان باد»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «اد» برای سرودن شعر