معنی انبانچه
6 بازدید
[ اَمْ چَ / چِ ] (اِ مصغر) انبان کوچک. (ناظم الاطباء) (فرهنگ فارسی معین): نایزه؛ چوب مجوف انبانچهٔ محقنه. (حاشیهٔ فرهنگ اسدی نخجوانی): شیر انبانچهٔ عرب چه کنی نه دیار عرب نه شیر شتر.سلمان ساوجی.
کلمات همقافیه با «انبانچه»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «چه» برای سرودن شعر