معنی انباس
6 بازدید
[ اِمْ ] (ع مص) خاموش شدن از خواری: انبس؛ سکت ذلاً. (از اقرب الموارد). || شتاب کردن: انبس؛ اسرع، و از آنست قول قائل به ام سنبس در خواب: «اذا ولدتِ سنبساً فانبسی». (از تاج العروس از ذیل اقرب الموارد).
کلمات همقافیه با «انباس»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «اس» برای سرودن شعر