معنی انباز کردن

معنی انباز کردن

6 بازدید
[ اَمْ کَ دَ ] (مص مرکب) شریک کردن. اشتراک. (فرهنگ فارسی معین). || قرین کردن. همراه کردن : خرد را چو با دانش انباز کرد بدل پاسخ نامه را ساز کرد.فردوسی. خرد با دل روشن انباز کرد باندیشه مر نرد را ساز کرد.فردوسی. گر بسی مایه داری آخر کار حسرت و عجز را کنی انباز.عطار. طفل جان از شیر شیطان باز کن بعد از آنش با ملک انباز کن.مولوی. || مانند کردن. چیزی را نظیر و مانند چیز دیگر ساختن : نان اگر مر تَنْت را با سروبن انباز کرد علم جانت را همی سر برتر از جوزا کند. ناصرخسرو (دیوان چ مینوی ص ۱۳۵).

کلمات هم‌قافیه با «انباز کردن»

مشاهده واژگان هم‌وزن و هم‌آهنگ ختم‌شده به «دن» برای سرودن شعر

راهنمای اختصارات لغت‌نامه دهخدا

نشانه‌های اختصاری و معانی آن‌ها

اِ = اسم

اِخ = اسم خاص

اِ صوت = اسم صوت

اِ فعل = اسم فعل

اِ مرکب = اسم مرکب

اِ مص = اسم مصدر

ص = صفت

ص نسبی = صفت نسبی

ن تف = نعت تفضیلی

نف = نعت فاعلی

ن ل = نسخه بدل

ن م = نعت مفعولی

ع = عربی

ظ = ظاهراً

ج = جلد

ج، = جمع

جِ = جمعِ…

جج، = جمع‌الجمع

ججِ = جمع‌الجمعِ…

ص = صفحه

صص = صفحات

مص = مصدر

مص مرکب = مصدر مرکب

ح = حاشیه

حامص = حاصل مصدر

چ = چاپ

|| = نشانه معنی بعدی مدخل

__ = نشانه ترکیب یا زیرمدخل

ق = قید

ق.م. = قبل از میلاد

م. = میلادی

(ص) = صلّی‌الله علیه و آله و سلم

(ع) = علیه‌السلام

(س) = سلام‌الله علیه

فان = فرهنگ اسدی نخجوانی

حفان = حاشیه فرهنگ اسدی نخجوانی

حبط = حبیب‌السیر چاپ طهران

خارج می‌شوید؟

برای خروج از سایت اطمینان دارید؟

برای دسترسی باید وارد شوید