معنی انبار شدن
5 بازدید
[ اَمْ شُ دَ ] (مص مرکب) جمع شدن. توده گشتن. روی هم انباشته شدن: مهمات را نباید گذاشت که انبار شود. (تاریخ بیهقی چ ادیب ص ۴۸۷).
کلمات همقافیه با «انبار شدن»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «دن» برای سرودن شعر