معنی انبارداری
4 بازدید
[ اَمْ ] (حامص مرکب) عمل انباردار. (ناظم الاطباء). شغل انباردار. انباربانی. (یادداشت مؤلف). || احتکار. حکره. (یادداشت مؤلف). || کرایهٔ انبار. کرایهٔ کالای بانبار سپرده. (یادداشت مؤلف).
کلمات همقافیه با «انبارداری»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «ری» برای سرودن شعر