معنی اناطة
5 بازدید
[ اِ طَ ] (ع مص) اناطه اناطةً؛ آویخت آنرا. (ناظم الاطباء). آویختن. معلق کردن. (فرهنگ فارسی معین). تعلیق. (از اقرب الموارد). || اناط البعیر؛ به آماس نوطه گرفتار شد آن شتر. (ناظم الاطباء). نوطه. رسیده شدن شتر. (منتهی الارب) (آنندراج) (از اقرب الموارد). || اناطت الارض؛ بسیار شد در آن زمین درخت طلح و یا شوره گز. (ناظم الاطباء). بسیار شد در آن زمین درخت طلح و طرفاء. (از شرح قاموس). || موکول کردن. منوط کردن. (فرهنگ فارسی معین).
کلمات همقافیه با «اناطة»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «طة» برای سرودن شعر