معنی اناره
5 بازدید
[ اِ رَ ] (ع MMM انارة، مص) مأخوذ از تازی، روشن شدن. (مصادر زوزنی). || روشن کردن. (مصادر زوزنی) (تاج المصادر بیهقی). اضائه. تبیین. ایضاح. (یادداشت مؤلف). || جامه را علم زدن. (مصادر زوزنی). جامه را علم کردن. || شکوفه بیاوردن. (تاج المصادر بیهقی). و رجوع به انارة و انارت شود.
کلمات همقافیه با «اناره»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «ره» برای سرودن شعر