معنی انارة
5 بازدید
[ اِ رَ ] (ع مص) روشن شدن. (منتهی الارب) (ناظم الاطباء) (از اقرب الموارد) (آنندراج) (ترجمان علامه مهذب عادل بن علی): انارةالعقل مکسوف بطوع هوی و عقل عاصی الهوی یزداد تنویراً.؟ || روشن کردن جای و جز آن. (منتهی الارب) (ناظم الاطباء). روشن کردن. (از اقرب الموارد). (آنندراج) (ترجمان علامه مهذب عادل بن علی). || گل کردن درخت. (منتهی الارب) (ناظم الاطباء) (آنندراج). شکوفه آوردن درخت. (از اقرب الموارد). || خوبروی شدن. || آشکار گردیدن. (منتهی الارب) (ناظم الاطباء) (آنندراج) (از اقرب الموارد). || بانگ برزدن بر کسی. (منتهی الارب) (ناظم الاطباء). || علم و نگار کردن در جامه، گویند انار الثوب و چنین است هناره مانند اراقه و هراقه. (از منتهی الارب). نگارین کردن جامه را. (ناظم الاطباء). جامه را علم کردن. (آنندراج) (از اقرب الموارد). و رجوع به اناره و انارت شود. - اناراللََّه برهانه، اناراللََّه براهینهم؛ رجوع بهمین مواد شود.
کلمات همقافیه با «انارة»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «رة» برای سرودن شعر