معنی اناث

معنی اناث

6 بازدید
[ اُ ] (از ع، اِ) ماده از انسان، بزرگ باشد یا کوچک، دختر باشد یا زن. (ناظم الاطباء). زنان. مادگان: از تو نوشند از ذکور و از اناث بی دریغی در عطایا مستغاث.مولوی. - اناثاً و ذکوراً؛ خواه زن و خواه مرد و خواه دختر و خواه پسر. (ناظم الاطباء). - اناث و ذکور؛ زنان و مردان. (آنندراج): برّ تو بر تن وضیع و شریف مهر تو در دل اناث و ذکور.مسعودسعد. و رجوع به مادهٔ بعد شود.
[ اِ ] (ع اِ) جِ اُنْثی ََ. ماده ها. (از اقرب الموارد) (از غیاث اللغات) (از آنندراج). مقابل ذکور. مادگان. زنان. در فارسی غالباً اُناث تلفظ کنند. (از فرهنگ فارسی معین).
[ اِ ] (ع اِ) ستاره های اُنْثی ََ. (ناظم الاطباء). ستاره های خرد. (از اقرب الموارد) (منتهی الارب). || آنچه جان ندارد مانند درخت و سنگ. (منتهی الارب) (ناظم الاطباء) (از قاموس از ذیل اقرب الموارد).

کلمات هم‌قافیه با «اناث»

مشاهده واژگان هم‌وزن و هم‌آهنگ ختم‌شده به «اث» برای سرودن شعر

راهنمای اختصارات لغت‌نامه دهخدا

نشانه‌های اختصاری و معانی آن‌ها

اِ = اسم

اِخ = اسم خاص

اِ صوت = اسم صوت

اِ فعل = اسم فعل

اِ مرکب = اسم مرکب

اِ مص = اسم مصدر

ص = صفت

ص نسبی = صفت نسبی

ن تف = نعت تفضیلی

نف = نعت فاعلی

ن ل = نسخه بدل

ن م = نعت مفعولی

ع = عربی

ظ = ظاهراً

ج = جلد

ج، = جمع

جِ = جمعِ…

جج، = جمع‌الجمع

ججِ = جمع‌الجمعِ…

ص = صفحه

صص = صفحات

مص = مصدر

مص مرکب = مصدر مرکب

ح = حاشیه

حامص = حاصل مصدر

چ = چاپ

|| = نشانه معنی بعدی مدخل

__ = نشانه ترکیب یا زیرمدخل

ق = قید

ق.م. = قبل از میلاد

م. = میلادی

(ص) = صلّی‌الله علیه و آله و سلم

(ع) = علیه‌السلام

(س) = سلام‌الله علیه

فان = فرهنگ اسدی نخجوانی

حفان = حاشیه فرهنگ اسدی نخجوانی

حبط = حبیب‌السیر چاپ طهران

خارج می‌شوید؟

برای خروج از سایت اطمینان دارید؟

برای دسترسی باید وارد شوید