معنی امین ملک
6 بازدید
[ اَ می مَ لِ ] (اِخ) پسردایی و پدرزن جلال الدین خوارزمشاه. در موقع حملهٔ چنگیزخان حاکم هرات بود و در وقت عبور جلال الدین از آب سند وی به برشاوور منهزم و در آنجا بدست قوم مغول کشته شد. این شخص را مورخان باشکال مختلف امین ملک، امین الملک، یمین ملک، امیرخان و ملک خان نوشته اند. (از تاریخ جهانگشای جوینی چ لیدن ص ۱۴۷ و حاشیهٔ همان صفحه) (از تاریخ مغول عباس اقبال ص ۳۷ و ۵۹ و ۱۱۱).
کلمات همقافیه با «امین ملک»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «لک» برای سرودن شعر