معنی امین قمی
6 بازدید
[ اَ نِ قُ ] (اِخ) احمدقلیخان. در زمان عالمگیر پادشاه هند در زمرهٔ ملازمان شاهی درآمد و در زمان محمدشاه به امارت رسید و در حملهٔ نادرشاه بهند کشته شد. شاعر بود و دیوان وی دوهزار بیت شعر داشت. از اوست: در کوی عشق یار قراری گرفته ایم از خویش رفته ایم و کناری گرفته ایم. (از تذکرهٔ صبح گلشن چ هند ص ۴۰ و ۴۱).[ اَ نِ قُ ] (اِخ) میرمحمد امین بزاز، فرزند میرابوالفتح بزاز. شاعر قرن یازدهم هجری بود. ازوست: من نمی دانم درین صحرا شکارانداز کیست نقش پای هر غزالی صید درخون خفته ایست. (از تذکرهٔ نصرآبادی ص ۱۱۵) (از الذریعه قسم ۱ از جزء ۹ ص ۱۰۵) (از فرهنگ سخنوران).
کلمات همقافیه با «امین قمی»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «می» برای سرودن شعر