معنی امین تبریزی

معنی امین تبریزی

4 بازدید
[ اَ نِ تَ ] (اِخ) زرگر و شاعر قرن دهم هجری بود. او راست: امروز کرده غنچه بسی گفتگوی ما زآن گفتگو شکفته گل آرزوی ما. صبر از رخ او در دل بیچاره ندارم جز دادن جان در غم او چاره ندارم. (از تحفهٔ سامی ص ۱۳۲) (از دانشمندان آذربایجان ص ۵۴) (از الذریعه قسم ۱ از جزء ۹ ص ۱۰۴) (از فرهنگ سخنوران).
[ اَ نِ تَ ] (اِخ) میرزا امین، پسر میرزا نوری بیگ. شاعر و خوش خط بوده. در آخر عمر استیفاء شیراز را داشته. (قرن ۱۱ هجری). از اوست: نوگل من غنچه را خندان کند در زیر پوست عشق او در سینه کار جان کند در زیر پوست دیدهٔ بادام از آن سازد مشبک خانه را تا تماشای رخت پنهان کند در زیر پوست. (از تذکرهٔ نصرآبادی ص ۱۰۴) (از فرهنگ سخنوران).

کلمات هم‌قافیه با «امین تبریزی»

مشاهده واژگان هم‌وزن و هم‌آهنگ ختم‌شده به «زی» برای سرودن شعر

راهنمای اختصارات لغت‌نامه دهخدا

نشانه‌های اختصاری و معانی آن‌ها

اِ = اسم

اِخ = اسم خاص

اِ صوت = اسم صوت

اِ فعل = اسم فعل

اِ مرکب = اسم مرکب

اِ مص = اسم مصدر

ص = صفت

ص نسبی = صفت نسبی

ن تف = نعت تفضیلی

نف = نعت فاعلی

ن ل = نسخه بدل

ن م = نعت مفعولی

ع = عربی

ظ = ظاهراً

ج = جلد

ج، = جمع

جِ = جمعِ…

جج، = جمع‌الجمع

ججِ = جمع‌الجمعِ…

ص = صفحه

صص = صفحات

مص = مصدر

مص مرکب = مصدر مرکب

ح = حاشیه

حامص = حاصل مصدر

چ = چاپ

|| = نشانه معنی بعدی مدخل

__ = نشانه ترکیب یا زیرمدخل

ق = قید

ق.م. = قبل از میلاد

م. = میلادی

(ص) = صلّی‌الله علیه و آله و سلم

(ع) = علیه‌السلام

(س) = سلام‌الله علیه

فان = فرهنگ اسدی نخجوانی

حفان = حاشیه فرهنگ اسدی نخجوانی

حبط = حبیب‌السیر چاپ طهران

خارج می‌شوید؟

برای خروج از سایت اطمینان دارید؟

برای دسترسی باید وارد شوید