معنی امینای اصفهانی
6 بازدید
[ اَ نا یِ اِ فَ ] (اِخ) شاعر و زعفران فروش بود. (قرن ۱۲ هجری). او راست: رنجیده ای ز من بت نامهربان من حرفی شنیده ای تو مگر از زبان من خونم حلال باد بدشمن اگر کند یک حرف در حضور تو خاطرنشان من. (از تذکرهٔ حزین ص ۱۱۹) (از فرهنگ سخنوران).
کلمات همقافیه با «امینای اصفهانی»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «نی» برای سرودن شعر