معنی امینالدین بلیانی
6 بازدید
[ اَ نُدْ دی نِ بَ لْ ] (اِخ) شیخ... محمدبن علی بن مسعود. درگذشته به سال ۷۴۵ هـ .ق . عارف بزرگ و مشهور قرن هشتم بود. صاحب شیرازنامه از او چنین نام می برد: «الشیخ الامام صاحب الکشف و الالهام ملک الطریقة عمدة هداة الطرقات (؟) قدوة مشایخ الطبقات سر اللََّه فی الارضین امین الملة و الدین محمدبن علی بن مسعود سند المجتهدین و محیی مآثر سیدالمرسلین»، و در شرح حال او می نویسد که خرقهٔ طریقت از دست عم بزرگوار خود اوحدالدین عبداللََّه بلیانی قدس سره پوشیده است. خواجوی کرمانی از مریدان شیخ امین الدین بود و حافظ در قطعه ای که پنج نفر از گذشتگان را که هر یک از جهتی سبب برکت و سعادت و رفاه مردم فارس بوده اند نام می برد از وی چنین یاد میکند: دگر بقیهٔ ابدال شیخ امین الدین که یمن همت او کارهای بسته گشاد. در مجمع الفصحا رباعی زیر بدو نسبت داده شده: آنانکه فلک ز نور دهر آرایند تا ظن نبری که بازنایند، آیند از دامن آفتاب تا جیب زمین رسمی است که تا خدا نمیرد زایند. و نیز: ای دل پس زنجیر چو دیوانه نشین در دامن درد خویش مردانه نشین زآمد شدن بیهده خود را پی کن معشوق چو خانگی است در خانه نشین. (از تاریخ عصر حافظ ج ۱ ص ۸۵ و ۱۲۵) (از مجمع الفصحا چ سنگی ج ۱ ص ۶۷) (از الذریعه قسم ۱ از جزء ۹ ص ۱۰۵) (از فرهنگ سخنوران).
کلمات همقافیه با «امینالدین بلیانی»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «نی» برای سرودن شعر