معنی امیلح
5 بازدید
[ اُ مَ لِ ] (ع اِ) مصغر املح. (از معجم البلدان). - ما امیلحه؛ چه شور گردانیده است آنرا، و فعل مصغر منحصر است به ما امیلحه و ما احیسنه [ و ما احیلاه ] و در سایر افعال نیامده. (ناظم الاطباء). و رجوع به اِملاح شود. || (اِخ) آبی است از آن بنی ربیعةالجوع. (از معجم البلدان).
کلمات همقافیه با «امیلح»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «لح» برای سرودن شعر