معنی امیر طلایه
5 بازدید
[ اَ رِ طَ یَ / یِ ] (ترکیب اضافی، اِ مرکب) فرمانده طلایه. (فرهنگ فارسی معین). فرمانده واحدی از سپاه که در پیش عمدهٔ قوی ََ می فرستند تا از چگونگی موضع دشمن و کم و کیف آن آگاه شود. رجوع به طلایه شود.
کلمات همقافیه با «امیر طلایه»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «یه» برای سرودن شعر