معنی امیر داد
5 بازدید
[ اَ رِ ] (ترکیب اضافی، اِ مرکب) کسی که اجرای اوامر شاه در روز مظالم و یا تصدی امور مظالم بعهدهٔ او بود. (فرهنگ فارسی معین). رئیس عدلیه. قاضی القضاة. (یادداشت مؤلف). امیر حقوق. (فرهنگ فارسی معین). میرداد. و رجوع به میرداد و امیر دادی شود.
کلمات همقافیه با «امیر داد»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «اد» برای سرودن شعر