معنی امیر حسینی
6 بازدید
[ اَ حُ سَ ] (اِخ) خواهرزادهٔ میرحیدر رفیعی معمایی و از شاعران قرن دهم هجری است. رجوع به حسینی کاشانی شود.[ اَ حُ سَ ] (اِخ) رکن الدین امیر حسین امیر عالم، معروف به امیر سادات. از بزرگان عرفای خراسان در آخر قرن هفتم و اوایل قرن هشتم هجری است. وی در قریهٔ گریوه (یکی از دهکده های غور هرات)۶۷۱ هـ .ق . (؟) متولد گردید و در طریقت شاگرد شیخ رکن الدین مولتانی بود. چون از مولتان بخراسان بازگشت در هرات توطن جست و بسال ۷۱۸ هـ .ق . در همان شهر وفات یافت و در گورستان قصبهٔ مصرخ در چندمیلی شمال هرات مدفون گردید. امیر حسینی را تألیفات عدیده بنظم و نثر بجای مانده که از آنجمله است: رسالهٔ نزهةالارواح (منثور در قواعد سلوک) و مثنوی زادالمسافرین (در تصوف) و مثنوی کنزالرموز و روح الارواح و صراطالمستقیم و سی نامه و طرب المجالس. یک نسخه از مجموعهٔ کلیات وی در تصرف آقای علی اصغر حکمت است (از سعدی تا جامی ادوارد براون ترجمهٔ علی اصغر حکمت حواشی ص ۱۸۸ و ۱۸۹). و رجوع به همین کتاب شود.
کلمات همقافیه با «امیر حسینی»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «نی» برای سرودن شعر