معنی امیر امیران
5 بازدید
[ اَ رِ اَ ] (ترکیب اضافی، اِ مرکب) امیرالامراء. امیر امرا: و عنده اینانج محمود و امیر امیران عمر کانت امهما فی الری. (اخبار الدولة السلجوقیه ص ۱۷۳). بر کنار رود دیهی بود که خندان می گفتند و باج می ستاندند از جهت امیر امیران [ جستان ابراهیم ] و او از ملوک دیلمستان بود. (سفرنامهٔ ناصرخسرو چ دبیرسیاقی ص ۵).[ اَ رِ اَ ] (اِخ) لقب عمربن محمد نصرةالدین اتابک پهلوان از سلجوقیان. (از اخبار الدولة السلجوقیه) و لقب جستان ابراهیم از ملوک دیلمستان بود. (از سفرنامهٔ ناصرخسرو ص ۵). رجوع به امیر امیران (ترکیب اضافی، اِ مرکب) شود.
کلمات همقافیه با «امیر امیران»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «ان» برای سرودن شعر