معنی امیریه
5 بازدید
[ اَ ری یَ ] (اِخ) اره. دهی است از بخش خمین شهرستان محلات با ۱۲۰۰ تن سکنه. آب آن از قنات و محصول آن غلات، چغندرقند، بنشن، پنبه و انگور است. (از فرهنگ جغرافیائی ایران ج ۱).[ اَ ری یَ ] (اِخ) دهی است از بخش رزن شهرستان همدان با ۱۷۷ تن سکنه. آب آن از قنات و چشمه و محصول آن غلات و حبوب است. (از فرهنگ جغرافیائی ایران ج ۵).[ اَ ری یَ ] (اِخ) دهی است از بخش قلعه نو شهرستان شاهرود با ۱۰۱ تن سکنه. آب آن از چشمه سار و محصول آن غلات، بنشن، سنجد و لبنیات است. (از فرهنگ جغرافیائی ایران ج ۳).[ اَ ری یَ ] (اِخ) نام محلی است در کنار راه اصفهان به نجف آباد در ده هزارگزی اصفهان. (از یادداشت مؤلف).[ اَ ری یَ ] (اِخ) نام محله ایست در تهران.[ اَ ری یَ ] (اِخ) نام محلی در ۱۴۵۷۰۰ گزی تهران بفاصلهٔ ۳۴۰۰ گزی سرچمن بین تهران و شاهی. (یادداشت مؤلف).[ اَ ری یَ ] (اِخ) نام محلی در کنار راه فیروزکوه سمنان میان فیروزه کوه و کمند در ۱۴۵۷۰۰ گزی تهران. (یادداشت مؤلف).
کلمات همقافیه با «امیریه»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «یه» برای سرودن شعر