معنی امیرسنهٔ اردلانی
5 بازدید
[ اَ سَ نَ یِ اَ دَ ] (اِخ) اسداللََّه بیک، پسر نجفقلی خان و برادرزادهٔ حسنعلی خان، والی کردستان و شاعر بود که بسال ۱۲۶۲ هـ .ق . درگذشت. دیوان وی سه هزار بیت شعر دارد. از اشعار اوست: چنان صیدی نبودم کاینچنین بیخود شوم رامش فریب دانهٔ خالم چنین افکند در دامش ز انبوه غمت در سینه ام دل آنچنان سوزد که اندر گله افروزد شبان اندر شبان آتش. مرا سفید شد از هجر دیدهٔ یعقوب ز وصل یوسفم ای باد بوی پیرهنی. (از مجمع الفصحا چ سنگی ج ۲ ص ۶۲).
کلمات همقافیه با «امیرسنهٔ اردلانی»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «نی» برای سرودن شعر