معنی امیرال
4 بازدید
[ اَ ] (فرانسوی، اِ) دریاسالار. (تاریخ تمدن اسلام جرجی زیدان ترجمهٔ جواهرکلام ج ۱ ص ۲۰۱). سردار لشکر بحری. (ناظم الاطباء). دریابیگ. امیرالبحر.[ اَ ] (فرانسوی، اِ) دریاسالار. (تاریخ تمدن اسلام جرجی زیدان ترجمهٔ جواهرکلام ج ۱ ص ۲۰۱). سردار لشکر بحری. (ناظم الاطباء). دریابیگ. امیرالبحر.
کلمات همقافیه با «امیرال»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «ال» برای سرودن شعر