معنی امید در جان شکستن
6 بازدید
[ اُ دَ شِ کَ تَ ] (مص مرکب) کنایه از بند کردن امید در جان. (آنندراج): چه بد کردم که پیمانم شکستی امید وصل در جانم شکستی؟ مجیرالدین بیلقانی (از آنندراج).
کلمات همقافیه با «امید در جان شکستن»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «تن» برای سرودن شعر